تبليغاتX
حسابداري و حسابدار حسابداری و حسابدار
 
بحث و تبادل نظر در مورد حسابداری مالی ، صنعتی ، پیمانکاری ،قوانین و آموزش گزیده ای از آن
 
استهلاک : از نظر حسابداری به معنی سرشکن کردن بهای تمام شده یک دارائی به طریقی معقول و منظم به دوره های استفاده از دارائی
مبنای استهلاک :
1. بهای تمام شده
2. عمر مفید
3. ارزش اسقاط
که ردیف دو وسه براوردی و قضاوتی میباشد
در محاسبه ارزش اسقاط باید هزینه برچیدن و پیاده کردن دارائی نیز مد نظر قرار گیرد
ماخذ استهلاک عبارت از مابه التفاوت بهای تمام شده و ارزش اسقاط depreciation base
اغلب در عمل از محاسبه ارزش اسقاط صرف نظر میکنند
این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که برای متجانس شده ارزش اسقاط مبلغی که به عنوان ارزش اسقاط سالها قبل از تحقق ان براورد میشود از لحاظ نظری می بایست به ارزش فعلی تنزل یابد و زمانی که چنین روش اعمال شود مبلغ ارزش اسقاط بسیار ناچیز خواهد شده وشاید این یکی از دلایل صرف نظر نمودن ازمحاسبه ارزش اسقاط در محاسبه استهلاک در عمل باشد
روشهای استهلاک به دو دسته تقسیم میشوند :
1. استهلاک با روش ثابت سالیانه مانند خط مستقیم و روش مجموع سنوات
2. روش شتابدار که میزان استهلاک در سالهای نخست بیش از سالهای پایانی خواهد بود مانند روش مانده نزولی , روش نزولی دوبل و

در روش نزولی چون هر زمان که میخواهیم استهلاک را محاسبه کنیم از ارزش دفتری همان سال استفاده میکنیم به همین دلیل به ان روش نزولی میگویند و نیز چون در روش نزولی هیچگاه به مانده صفر نمیرسیم به همین دلیل در این روش ارزش اسقاط در محاسبات اعمال نمیشود
در روش نزولی محاسبه تا جائی انجام میشود که در یک سال به ارزش اسقاط برسیم و در زمانی که ارزش اسقاط برابر با صفر باشد محاسبه استهلاک را تا زمانی که به یک ریال برسیم ادامه میدهیم

درمواردی که شرایط زیر برقرار باشد استفاده از روش مستقیم نتیجه مطلوب میدهد

1. در مواردی که میزان کاهش در خدمات بالقوه اقتصادی در هر دوره یکسان باشد
2. درمواردی که میزان کاهش در خدمات بالقوه اقتصادی با گذشت زمان ارتباط مستقیم داشته باشد نا با میزان کارکرد ان
3. در مواردی که اصولا میزان استفاده از خدمات بالقوه اقتصادی در هر دوره یکسان باشد
4. در مواردی که هزینه نگهداری از دارائی در دوره های استفاده از ان یکسان باشد
معایب:
1. در این روش معمولا استهلاک ناشی از عامل زمان محاسبه میشود و ربطی به کارکرد ان ندارد درحالی که در بیشتر مواقع زمان وگذشت آن در تحصیل درامد موثر نیست


روش ساعات کارکرد:

این روش بر این فرض استوار است که اصولا عمر مفید دارائی در نتیجه کاربرد آن در عملیات یک موسسه تولیدی کاهش می یابد نه بر اثر گذشت زمان ، استفاده از این روش مستلزم این است که فایده و کارکرد یک دارائی تا زمان از کار افتادن و اسقاط آن برحسب تعداد ساعات کل کار براورد و انگاه نرخ استهلاک برای هرساعت کارمحاسبه شود

نقد روش ساعات کارکرد:
این روش را به دلیل مقابله درامد با هزینه ای که صرف میشود تا درامد تحصیل شود منطقی دانسته اند ولی چنانچه با توجه به استفاده از دارائی محصولی بدست نیاید رابطه مذکور ( مقابله درامد با هزینه ) مختل میشود
این روش را درمواردی توصیه کرده اند که نابابی های ناشی از پیشرفت دارائی عامل اصلی استهلاک نباشد و خدمات بالقوه مال در اثر استفاده از دارائی کاهش یابد ، همچنین در مواردی که میزان استفاده از مال و دارائی در دوره های مختلف تفاوت زیاده با هم داشته باشد کاربرد این روش موثر خواهد بود ولی استفاده از این روش در مواردی مانند ساختمان ، اثاثه ، مبل و ماشین تحریر اگر ناممکن نباشد عملی نیست ، بر عکس استفاده از این روش در مورد بعضی از اقلام مانند وسایل تحویل کالا و ماشین الات و دستگاهها ی حفر چاه مفید خواهد بود
روش میزان تولید :
این روش بر این فرض استوار است که استهلاک در درجه اول به میزان محصول تولید شده بستگی دارد ، در این روش بهای تمام شده دارائی را پس از کسر ارزش اسقاط بر تعداد محصولی که براورد به تولید ان میشود تقسیم میکنند و در نتیجه نرخ استهلاک یک واحد محصول به دست می اید ، در این روش و روش ساعات کارکرد نرخ استهلاک برای هر واحد محصول ثابت خواهد بود در حالی که در روش خط مستقیم استهلاک هر واحد محصول متغییر میباشد
نقد روش میزان تولید
این روش زمانی مطلوب خواهد بود که :
1. میزان تولید واقعی را بتوان اندازه گرفت
2. قدرت ومیزان تولید یک دارائی را بتوان با دقت قابل قبولی اندازه گیری نمود
3. کهنگی یا نابابی های ناشی از پیشرفت تکنولوژی عامل اصلی استهلاک نباشد
روش تعدیل میزان تولید

در این روش با تلفیق روش میزان تولید و خط مستقیم و با جرح و تعدیلاتی در ان روشی را ابداع نموده اند که به ان روش تعدیل میزان تولید میگویند ، در این روش چندین با توجه به سطوح مختلف تولید چندین براورد از عمر مفید دارائی میشود و سپس مقدار تولید هر دوره نشان میدهد که از کدام براورد عمر مفید باید برای محاسبه استهلاک استفاده نمود
در این روش با توجه به میزان تولید استهلاک هر سال محاسبه و از ارزش دفتری کسر میشود تا به ارزش اسقاط برسیم ، دلیل نامگذاری این روش به این جهت است که استهلاک هر سال با توجه به میزان تولید محاسبه میشود در حالیکه عمر مفید مال برحسب سال تعیین شده است

نقد روش تعدیل میزان تولید
در این روش اگر میزان تولید در هر سال ثابت بماند ، اثر استفاده از این روش مانند روش خط مستقیم خواهد بود ولی با افزایش تولید هزینه استهلاک نیز افزایش و باکاهش ان هزینه استهلاک کاهش می یابد، استفاده از این روش زمانی بهترین نتیجه را میدهد که عمر مال به میزان فعالیت تولیدی ان بستگی دارد و در عین حال براورد میزان جمع توان تولید دارائی در طول عمر ان دقیق و قابل اعتماد نباشد
  نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط بیژن تارات   | 

 

تعريف حسابداري صنعتي :

 

حسابداري صنعتي را ازلحاظ تامين نيازهاي مديريت ميتوان در سه مرحله توزيح داد

تعيين و اندازه گيري هزينه ها  1

 برنامه ريزي و كنترل هزينه ها از طريق بودجه و استاندارد  2 

تجزيه و تحليل هزينه ها بمنظور تصميم گيري  3

 

 

 

ماهيت حسابداري صنعتي

 

 

حسابداري صنعتي كه گاهي حسابداري مديريت نيز ناميده ميشود بايد به عنوان بازوي مديريت در ارتباط با برنامه ريزي و كنترل فعاليتها تلقي گردد؛ در حقيقت حسابداري صنعتي مديريت را با ابزار حسابداري مورد نياز جهت برنامه ريزي ؛ كنترل و ارزيابي عمليات مجهزمينمايد

 

در مرحله كنترل ؛ حسابداري صنعتي با زمان حال و  مقايسه نتايج جاري با استانداردها و بودجه هاي از پيش تعيين شده سروكار دارد ؛ موثر بودن كنترل هزينه ها بستگي به برنامه ريزي صحيح هزينه ها در مورد هر فعاليت دارد

 

به طور دقيق تر حسابداري صنعتي مسئوليت انجام وظايف زير را بعهده دارد

ياري ومشاركت در ايجاد و اجراء برنامه ها و بودجه ها 1

 فراهم نمودن اطلاعاتي جهت مديريت به منظورتصميم گيري نسبت به انتخاب يك راه حل ازبين چندين راه حل موجود 2

برقراري روشها و شيوه هائي كه اعمال كنترل را ميسر ساخته و در صورت امكان باعث كاهش هزينه ها گردد 3

تعيين ارزش موجوديها بمنظور هزينه يابي واقعي و قيمت گذاري آنها وكنترل مقادير عيني موجوديها در فرصتهاي مناسب  4

           تعيين هزينه ها وسود براي يك دوره حسابدراي5

طبقه بندي هزينه ها

از طريق ماهيت اقلام هزينه ( طبقه بندي طبيعي با توجه به دوره حسابداري كه هزينه ها به ان مربوط ميشوند

از طريق گرايش به تغيير در ارتباط با تغيير در سطح توليد يا حجم فعاليت

از طريق ارتباط آنها با محصول

  از طريق ارتباط انها با دواير توليدي

براي مقاصد برنامه ريزي و كنترل

برفرآيند هاي تجزيه و تحليل

 

 

طبقه بندي طبيعي هزينه ها

فرايند طبقه بندي هزينه ومخارج را ميتوان با گروه بندي ساده كليه هزينه هاي توليدي برحسب سه عامل اصلي هزينه (مواد؛ كار و سربار ) آغازكرد؛

در يك واحد توليدي كل هزينه ها ي عملياتي به دو گروه تقسيم ميشود 1 هزينه هاي ساخت 2 هزينه هاي تجاري

هزينه هاي ساخت

هزينه هاي ساخت غالباً هزينه هاي توليد يا هزينه كارخانه ناميده ميشود و عبارتست از جمع هزينه هاي مواد مستقيم ؛ كار مستقيم و سربار كارخانه ؛ طي دوره حسابداري آن قسمت از هزينه هاي ساخت كه بيانگر كالاي ساخته شده است به حساب موجودي كالا ساخته شده منتقل گرديده در حاليكه كالاهاي تكميل نشده در حساب كالاي در جريان ساخت باقي ميمانند

هزينه هاي تجاري

هزينه هاي تجاري نيز به دو گروه تقسيم ميگردد

هزينه هاي بازاريابي (توزيع و فروش )و 2 هزينه هاي اداري و تشكيلاتي

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط بیژن تارات   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM