تبليغاتX
حسابداري و حسابدار حسابداری و حسابدار
 
بحث و تبادل نظر در مورد حسابداری مالی ، صنعتی ، پیمانکاری ،قوانین و آموزش گزیده ای از آن
 

منظور از وراث طبقه دوم و طبقه سوم چه كساني است ؟

وراث طبقه دوم عبارتند از : اجداد , برادر , خواهر و اولاد آنها
وراث طبقه سوم عبارتند از : عمو , عمه , دايي , خاله و اولاد آنها


- درآمد مشمول ماليات املاك اجاري چگونه محاسبه مي شود؟

كل مال الاجاره اعم از نقدي و غيرنقدي , پس از كسر 25 درصد بابت هزينه ها و استهلاكات و تعهدات مالك نسبت به مورد اجاره درآمد مشمول املاك
 اجاري را تشكيل مي دهد. مثلاً اگر ملكي ماهيانه 000/000/3 ريال اجاره داده شود درآمد مشمول ماليات و ماليات اين درآمد مشمول به شرح زير محاسبه مي شود:
درآمد مشمول ماليات اجاره در يكسال :
000/000/27 = 75% × 000/000/36 = 12 × 000/000/3
ماليات يكساله : 000/050/4 = 15% × 000/000/27


- نرخ ماليات بردرآمد مشمول اجاره چقدر است ؟

اين نرخ براساس ماده 131 قانون مالياتهاي مستقيم براي عملكرد سال 81 و 82 به شرح زير است :
- تا ميزان 000/000/30 ريال به نرخ 15%
- تاميزان 000/000/100 ريال نسبت به مازاد000/000/30 ريال به نرخ 20%
- تاميزان 000/000/250 ريال نسبت به مازاد 000/000/100 ريال به نرخ 25%
- تا ميزان 000/000/000/1 ريال نسبت به مازاد 000/000/250 ريال به نرخ 30%
- نسبت به مازاد 000/000/000/1 ريال به نرخ 35%


- آيا درآمد مشمول ماليات ابرازي از فعاليتهاي توليدي و معدني در واحدهاي توليدي يا معدني در بخشهاي تعاوني و خصوصي از ماليات معافند ؟

اين فعاليتها در صورتي از ماليات معافند كه از اول سال 81 به بعد از طرف وزارتخانه هاي ذيربط براي آنها پروانه بهره برداري صادر يا قرارداد استخراج و فروش منعقد شود و از تاريخ شروع يا بهره برداري يا استخراج به ميزان 80 درصد و به مدت چهارسال و در مناطق كمتر توسعه يافته به ميزان صد درصد و به مدت 10 سال از ماليات معاف مي باشند. البته اين معافيت شامل واحدهاي توليدي و معدني كه در شعاع 120 كيلومتري مركز تهران و 50 كيلومتري مركز اصفهان و 30 كيلومتري مركز استانها و شهرهاي با بيش از سيصد هزار نفر جمعيت مي باشند , نمي شود ولي شهركهاي صنعتي استقرار يافته در شعاع 30 كيلومتري مراكز استانها و شهرهاي مذكور در اين مورد مستثني مي باشند .


- براساس چه قرائني تشخيص درآمد مشمول ماليات بطور علي الرأس انجام مي شود؟

1- خريد سالانه
2- فروش سالانه
3- درآمد ناويژه
4- ميزان توليد در كارخانجات
5- ارزش حق واگذاري محل كسب
جمع كل وجوهي كه بابت حق التحرير و حق الزحمه وصول عوارض و مصرف تمبر عايد دفاتر اسناد رسمي مي شود با ميزان تمبر مصرفي آنها , كلاً به موارد قيدشده فوق قرائن مالياتي مي گويند.


- ضرائب مالياتي يعني چه ؟

ضرائب مالياتي ارقام مشخصه اي هستند كه حاصل ضرب آنها در قرينه مالياتي در موارد تشخيص علي الرأس درآمد مشمول ماليات تلقي مي شود. مثلاً وقتي ضريب شغلي 20 درصد باشد و نوع كسب فروش كالايي باشد كه ميزان فروش آن در سال 81 , 100 ميليون ريال باشد , درآمد مشمول ماليات آن كاسب و ماليات وي به شرح زير محاسبه مي شود:
درآمد مشمول سال 81:
000/000/20 = 20% × 000/000/100
ماليات سال 81:
000/000/3 = 15% × 000/000/20


- اعطاي تسهيلات بانكي به صاحبان مشاغل و اشخاص حقوقي و ساير موسسات اعتباري منوط به اخذ چه گواهيهايي ازسازمان مالياتي كشوراست؟

1- گواهي پرداخت يا ترتيب پرداخت بدهي مالياتي قطعي شده
2- گواهي اداره امور مالياتي مربوطه , مبني بر وصول نسخه اي از صورتهاي مالي ارائه شده به بانكها و ساير موسسات اعتباري .


- آيا تجديد يا تمديد كارت بازرگاني و يا پروانه كسب يا كار اشخاص حقيقي و حقوقي بدون ارائه گواهي از اداره امورمالياتي امكان پذير است ؟

خير اگر چنين كاري صورت پذيرد , يعني تجديد يا تمديد موارد فوق صورت پذيرد , صادركنندگان آنها نسبت به پرداخت بدهي مالياتهاي افراد فوق داراي مسئوليت تضامني خواهند بود.


- بهاي ماترك متوفي براي تعيين ماليات برارث (مثل بهاي مغازه , مستغلات و خودرو ... ) چگونه محاسبه مي شود؟

بهاي مغازه اگر داراي حق واگذاري باشد ارزش آن براساس حق واگذاري آن در زمان فوت متوفي تعيين مي شود و اگر فقط عين مغازه بدون حق واگذاري جزء ماترك باشد, ارزش معاملاتي عين مغازه بجاي ارزش روز آن محاسبه مي شود . ارزش مستغلات متوفي نيز بر اساس ارزش معاملاتي ملك مي باشد در زمان فوت متوفي , و ارزش خودرو نيز براساس ارزش روز خودرو در زمان فوت محاسبه مي شود .


- يك واحد صنفي پنچرگيري و تعويض روغن داريم , راهنمايي بفرمائيد ماليات سال اين واحد در صورتيكه اظهارنامه نداده باشد بطور علي الرفع چگونه محاسبه مي شود؟

براي محاسبه ماليات اين شغل كل در آمد يك ساله پنچرگيري برآورد مي شود , آنگاه درآمد ساليانه در ضريب شغل مربوط كه 20 درصد مي باشد ضرب مي شود و بعد از اعمال معافيت ماهيانه 000/145 تومان در هر ماه معادل 000/740/1 در سال از مبلغ مزبور كسر و حاصل آن با نرخ مالياتي مربوطه محاسبه مي شود مثلاً اگر صاحب اين شغل در سال داراي 000/000/72 ريال دريافتي باشد ماليات وي و درآمد مشمول او به شرح زير مي باشد:
درآمد مشمول حاصل از اجرت دريافتي :
000/400/14 = 20% × 000/000/72
درآمد مشمول مالياتي بعد از اعمال معافيت شغلي :
000/660/12 = 000/740/1 – 000/400/14
ماليات يكساله : 000/899/1 = 15% × 000/660/12
لازم به يادآوريست تا مبلغ 000/000/3 تومان درآمد, مشمول نرخ 15% مي شود .
البته اگر تعويض روغني و پنچرگيري به فروش كالاهايي مثل روغن و فيلتر و غيره مشغول باشد براساس ميزان فروش آنها در سال نيز مبلغي مشمول ماليات مي شود , كه اين ضريب برابر با 10% مي باشد و در اين حال اين درآمد مشمول با درآمد مشمول حاصل از اجرت دريافتي جمع مي شود.
درآمد مشمول حاصل از فروش :
000/440/1 = 10% × 000/400/14 فروش در يكسال درآمد مشمول ماليات بعد از اعمال معافيت :
000/100/14=000/740/1 – 000/840/15 = 000/400/14+000/440/1
ماليات يكساله : 000/115/2 = 15% × 000/100/14
- مالك  آپارتمانها تا چه متراژ از ماليات اجاره مسكوني معاف است ؟
آپارتمانهاي تا متراژ 150 متر از ماليات بر اجاره معاف مي باشند مثلاً اگر شخصي يك واحد 60 متري و يك واحد 90 متري داشته باشد هر دو واحد از ماليات اجاره معاف مي باشند.
- نرخ ماليات بر حق واگذاري (سرقفلي ) مغازه چقدر است ؟

اگر حق واگذاري از سال 81 به بعد واگذار شده باشد ماليات آن برابر با 2 درصد وجوه دريافتي حق واگذاري مغازه مزبور مي باشد مثلاً‌ مغازه اي كه  به مبلغ  000/000/100 ريال به فروش ميرسد ماليات آن برابر با 000/000/2 ريال خواهد بود .


- درزمان خريد مغازه اي از نظر ماليات به چه چيزي بايد توجه كرد ؟

اولاً از خريد كليدي و وكالتي مغازه ها خودداري نمائيد و اگر چنين كاري انجام مي دهيد از ميزان بدهي شغلي و ماليات حق واگذاري آن اطلاع داشته باشيد زيرا در غير اين صورت در صورتي كه براساس بيع نامه قبول كرده باشيد كه ماليات هاي متعلقه را بپردازيد , ممكن است دچار خسارتهاي هنگفت مالي شويد. در اين مواقع بهتر است فرشنده بدهي شغلي و حق واگذاري خود را پرداخت نمايد تا گواهي مالياتي اخذ نمايدو سپس در دفتر اسناد رسمي سند انتقال حق واگذاري را انجام دهد و از گرفتاريهاي حاصل از خريدهاي وكالتي در امان بماند .


بدهكاران مالياتي بابدهي بيش از يك ميليون تومان ممنوع الخروج
مي شوند
 

- اگر چنانچه مميز مالياتي , مالياتي بيش از درآمد مغازه اي را تشخيص دهد و برگ تشخيص صادر كند چه بايد كرد ؟

مودي مي تواند به موجب ماده 238 قانون مالياتهاي مستقيم با اسناد و مدارك مستند به برگ تشخيص صادره اعتراض و براي رفع اختلاف و ثابت شدن حقانيت خود به مميز كل مراجعه نمايد.


نرخ ماليات برنقل و انتقال آپارتمان ها و خانه ها براساس 5 درصد ارزش
معاملاتي آپارتمان و خانه است


- براساس قانون جديد مالياتهاي مستقيم , فرصت تسليم اظهارنامه چه تاريخي مي باشد؟

موديان مالياتي موظفند اظهارنامه مالياتي شغل خود را تا پايان تيرماه سال بعد به اداره مالياتي مربوطه تسليم نمايند. صاحبان مشاغل در صورت عدم تسليم به موقع اظهارنامه براساس قانون جديد مالياتها , از معافيت پايه در سال 81 نمي توانند استفاده كنند .


- معافيت شغلي از ماليات كم مي شود يا از درآمد مشغول ماليات ؟

معافيت شغلي 000/400/17 ريال در سال 81 از درآمد مشمول ماليات مودي كسر مي شود.

- اگر به علت عدم اطلاع از قانون رأي بدوي قطعي شده باشد و به آن اعتراضي نشده باشد آيا راهي براي رسيدگي به ماليات صادره پس از قطعيت آن وجود دارد ؟

جهل به قانون رافع مسئوليت نمي باشد ولي با اين حال در قانون مالياتها طبق ماده 251 مكرر اگر مالياتي قطعي شده باشد و در مرجع ديگري قابل طرح نباشد و به ادعاي غير عادلانه بودن ماليات مستندا به مدارك و دلائل كافي از طرف مودي شكايت و تقاضاي تجديد رسيدگي شود, وزير اموراقتصادي و دارايي مي تواند دستور تجديد رسيدگي از طرف هيأتي سه نفره به انتخاب خود را صادر نمايد.
- اگر برگ تشخيص ماليات اشتباهاً به اسم كس ديگري صادر شده باشد چه كار بايد كرد ؟
در اين صورت بايد شخصي كه اشتباهاً به نام او برگ تشخيص ماليات صادر شده است به برگ تشخيص اعتراض نمايد و با ارائه اسناد و مدارك و احراز اشتباه , طبق تبصره ماده 157 قانون مالياتهاي مستقيم برگ تشخيص مجدداً به نام مودي واقعي مطالبه خواهد شد .


- اثاث البيت محل سكونت از نظر مالياتي جزء ماترك متوفي محسوب مي شود؟

خير


- آيا اقاله ملك مورد انتقال مشمول ماليات مي شود؟

اگر اقاله تا شش ماه بعد از انجام معامله انجام شود مشمول ماليات نقل و انتقال نمي شود.


- اگر بر اساس حكم دادگاه , مستأجر از مالك سرقفلي دريافت كند , پرداخت ماليات سرقفلي برعهده مستأجر است يا فروشنده ؟

چون دريافت كننده حق واگذاري مستأجر است , براساس حكم دادگاه و مبلغ دريافتي حق واگذاري , مستأجر موظف است ماليات حق واگذاري خود را پرداخت كند كه اين كار را خود دادگاه قبل از آنكه مبلغ حق واگذاري به مستأجر داده شود با استعلام از سازمان امور مالياتي مبني بر اعلام مبلغ ماليات حق واگذاري , بعد از كسر ماليات حق واگذاري , نسبت به پرداخت حق واگذاري براساس راي صادره اقدام مي نمايد و ماليات مزبور را به حساب سازمان امور مالياتي واريز مي نمايد .


-
نرخ ماليات بردرآمد حقوق چقدر است ؟

درمورد كاركنان دولت پس از كسر معافيت هاي مكرر در قانون 10 درصد مي باشد ساير حقوق بگيران پس از كسر معافيتهاي مقرر تا مبلغ چهل و دو ميليون ريال 10 درصد و مازاد بر نرخ ماده 131 قانون مالياتهاي مستقيم خواهد بود .


- زبان حاصل از تسعير نرخ ارز آيا هزينه قابل قبول مي باشد؟

اگر براساس اصول متداول حسابداري و اتخاذ تصميم يكنواخت طي سالهاي مختلق از طرف مودي مي باشد مورد قبول است .


- آيا جانبازان انقلاب از ماليات بر حقوق معافند؟


بله – با توجه به بند 14 ماده 91 قانون مالياتهاي مستقيم درآمد حقوق جانبازان از ماليات بر حقوق معاف است .
- آيا مي توان از راي هيئت حل اختلاف مالياتي به شوراي عالي مالياتي شكايت كرد ؟
بله , در اينصورت بايد شخص شاكي به ميزان مبلغ مورد راي در مورد ماليات وجه نقد يا تضمين بانكي بسپرد و يا وثيقه ملكي يا ضامن معتبر معرفي كند .


- اگر راي هيئت حل اختلاف مالياتي توسط ديوان عدالت اداري نقض شود وظيفه حوزه مالياتي چيست ؟

پرونده در اين صورت بايد مجدداً در هيئت حل اختلاف مالياتي ديگري رسيدگي شود .


- ماليات نقل و انتقال سهام چقدر است ؟

از هر نقل و انتقال سهام يا سهم الشركه ماليات مقطوعي به مقدار 4% ارزش اسمي وصول مي شود.
- هزينه نرم افزاري تا چند سال قابل استهلاك است ؟
اين هزينه ها حداكثر تا پنج سال قابل استهلاك است .


- سود سپرده بانكي مشمول ماليات مي شود؟

خير


- هزينه مربوط به تعميردارايي ثابت جزء هزينه هاي قابل قبول است ؟

خير , هزينه تعمير دارايي ثابت بايد به حساب قيمت شده دارايي منظور شود.


- ضريب ماليات مشاغل را چه كسي تعيين مي كند؟

اين ضريب را كميسيوني متشكل از نمايندگان سازمان امورمالياتي و بانك مركزي و نماينده شوراي مركزي اصناف در سازمان امور مالياتي كشور تعيين مي كنند .


- مهلت مرور زمان مالياتي در مورد آندسته از مودياني كه در موعد مقرر اظهارنامه نداده اند چند سال است ؟

اين مهلت در قانون جديد مالياتها مصوبه 27/11/80 , پنج سال از تاريخ سررسيد پرداخت ماليات مي باشد .


- جريمه عدم تسليم اظهارنامه مالياتي در مورد اشخاص حقوقي چه مبلغي است ؟

اين جريمه معادل 40 درصد ماليات متعلق خواهد بود .


- آيا اگر ماليات سال هاي بعد را بطور علي الحساب در حال حاضر بپردازيم تسهيلاتي در پي خواهد داشت ؟

علي الحساب پرداختن قبل از سررسيد مقرر موجب تعلق جايزه اي معادل 1% مبلغ پرداختي به ازاي هر ماه خواهد بود .


- آيا عدم درج كد اقتصادي در فاكتورهاي فروش موجب اشكال خواهد شد ؟

خير , از تاريخ صدور بخشنامه 7/10/81 كداقتصادي ديگر اعتباري ندارد.


-
جريمه عدم تسليم به موقع ليست حقوق در هر ماه چه قدر مي باشد ؟

جريمه عدم تسليم ليست حقوق در موعد مقرر برابر با 2% حقوق پرداختي خواهد بود .


- جريمه مدير تصفيه در صورت عدم تسليم اظهارنامه ماده 114 چه ميزان است ؟

جريمه عدم تسليم به موقع اظهارنامه ماده 114 در موعد مقرر به اداره امور مالياتي مربوطه , جريمه اي معادل 2% و 1% سرمايه پرداخت شده شخص حقوقي در تاريخ انحلال خواهد داشت .
 
- اگر شركتي اظهارنامه مالياتي تسليم نكند مي تواند از معافيتهاي قانوني استفاده كند ؟

خير نمي تواند از معافيتهاي قانون در سالي كه اظهارنامه نداده است , استفاده كند .


- آيا عدم ثبت يك سند از روي سهو در دفاتر مالي باعث رد دفتر مي شود ؟

طبق بند 2 ماده 20 آيين نامه نگهداري دفاتر عدم ثبت يك يا چند معافيت مالي در دفاتر مورد رد دفاتر خواهد شد .


- آيا 5% ماليات تكليفي كه در هر پرداخت كسر مي شود ماليات قطعي مودي است ؟

خير , طبق ماده 104 قانون مالياتهاي مستقيم 5% به عنوان علي الحساب ماليات مودي كسر مي شود.


- آيا دفاتر روزنامه و كل بايد با خودنويس تحرير گردد ؟

طبق ماده 7 آيين نامه تنظيم دفاتر , دفاتر روزنامه و كل با خودكار يا خودنويس بطور خوانا بايد نوشته شود .


- اگر شخصي خريدهايي از شركتي داشته باشد ولي مثلاً‌ سال بعد به دلايلي خريدهاي خود را متوقف كند وضعيت مالياتي او در سال مزبور چگونه خواهد بود ؟

هر فرد براساس درآمدي كه در شغل خود دارد و با درنظر گرفتن هزينه هاي مربوط به آن , براساس ضرايب مالياتي دفترچه ضرايب , درآمد مشمول مالياتش تعيين مي شود و اشخاص حقيقي هم اگر دفتر مشاغل و هزينه داشته باشند و تمام فاكتورهاي خريد و فروش آنها نيز ضميمه آن دفتر باشد. حوزه مالياتي با بررسي دفتر مزبور و صحت و سقم مدارك مزبور تعيين ماليات و درآمد مشمول را انجام مي دهد . اگر در سالي درآمد شخصي كمتر شده باشد بالطبع ماليات او نيز كمتر مي شود.


- نرخ ماليات برنقل و انتقال مستغلات چقدر است ؟


نرخ ماليات بر نقل و انتقال آپارتمانها و خانه ها براساس 5 درصد ارزش معاملاتي آپارتمان و خانه مي باشد . مثلاً آپارتماني كه ارزش معاملاتي آن 000/000/3 ريال باشد ماليات انتقال آن 000/150 ريال مي باشد لازم به يادآوري است ارزش معاملاتي ربطي به ارزش روز ملك ندارد و جداگانه تعيين ميشود.


- بدهكاران ماليات با چه ميزان بدهي ممنوع الخروج مي شوند؟

در صورتي كه بدهي آنان از 000/000/10 ريال بيشتر ممنوع الخروج مي شوند.


- در صورتي كه مامور مالياتي , مالياتي مختوم شده را مجدداً‌ مورد اقدام قرار دهد چه مجازاتي براي او در نظر گرفته شده است ؟


در صورت احراز چنين تخلفي مامور فوق به موجب حكم هيأت عالي انتظامي به انفصال از خدمات دولتي از يك الي چهار سال محكوم مي شود.


- اگر مامور مالياتي بر اثر مسامحه و غفلت موجب مشمول مرور زمان شدن و يا غيرقابل وصول شدن ماليات گردد به چه مجازاتي محكوم مي شود؟

در صورت تقصير به موجب راي هيأت عالي انتظامي از خدمات مالياتي بركنار, و ضمناً نسبت به زيان وارده به دولت به ميزاني كه شوراي عالي مالياتي تشخيص دهد متخلف مسئوليت مدني داشته و به وسيله دادستاني انتظامي مالياتي عليه او در دادگستري اقامه دعوا مي شود و در صورت وجود مسئوليت متهم به وسيله دادستاني انتظامي مالياتي مورد تعقيب جزايي قرار خواهد گرفت .


- اگر مامور مالياتي يا نمايندگان هيئت هاي حل اختلاف مالياتي از روي تعمد يا مسامحه بدون توجه به اسناد و مدارك مودي و بدون تحقيقات كافي درآمد مالياتي او را تعيين كنند چه مجازاتي دارند ؟

در صورت احراز تخلف علاوه بر جبران خساوت وارده به ميزاني كه شوراي عالي مالياتي تعيين مي نمايد متخلف به مجازات اداري حداقل سه ماه و حداكثر پنج سال انفصال از خدمات اداري محكوم خواهد شد .


- اگر مودي مالياتي پس از ابلاغ برگ اجرايي در مورد مقرر ماليات مورد مطالبه را كلاً پرداخت نكند و يا ترتيب پرداخت آن را به اداره امور مالياتي ندهد چه مي شود؟‌

در اين صورت به اندازه بدهي مالياتي اعم از اصل ماليات و جرائم متعلق به علاوه 10 درصد بدهي از اموال منقول و يا غيرمنقول و مطالبات مودي توقيف خواهد شد و اجرائيات اداره امور مالياتي اين كار را انجام مي دهد
  نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1384ساعت 2:30 قبل از ظهر  توسط بیژن تارات   | 

 سوال1

 با توجه به اينكه اكثر شركتها جهت محاسبه استهلاك داراييهاي ثابت از جدول استهلاكات مندرج در قانون مالياتهاي مستقيم استفاده مي نمايند ، چنانچه جدول مزبور در قانون مالياتهاي مستقيم نسبت به قانون قديم تغيير يابد , سئوالات زير در رابطه با رعايت جدول استهلاكات جديد مطرح مي باشد : الف – در صورتيكه روش استهلاك تغييـر ننموده , ليكن نرخ استهلاك تغييـر نموده باشد , آيا اينگونه تغييـرات , تغييـر در بر آورد محسوب مي گردد ؟ ب – در صورتيكه روش محاسبه استهلاك از نزولي به مستقيم و يا بالعكس تغييـر يافته باشد , آيا تغييـر مذكور , تغييـر در روش تلقي مي گردد ؟

 پاسخ1

 ازآنجاييكه محاسبه استهلاك و تخصيص آن به دوره هاي مالي در وهله اول مستلزم ملحوظ داشتن سه عامل بهاي تمام شده,عمر مفيد و ارزش اسقاط مي باشد و دو عامل اخيرالذكر (عمر مفيد و ارزش اسقاط) مبتني بر برآورد بوده و منفك از روش محاسبه استهلاك است , لذا تغييـر در نرخ استهلاك , بدون تغييـر در روش استهلاك , تغييـر در برآورد (پاسخ قسمت الف) و در صورتيكه ارزش اسقاط و يا عمر مفيد داراييها تغييـر نكرده و صرفاً روش محاسبه استهلاك تغييـر كرده باشد , اينگونه تغييـرات , تغييـر در روش تلقي مي گردد (پاسخ قسمت ب ) . بديهي است با توجه به مراتب مذكور , تغييـر در روش توأم با تغييـر در عمر مفيد و يا ارزش اسقاط , در صورتي كه تفكيك آن مشكل باشدتغييـر در برآورد تلقي خواهد شد .

 

 سوال2

 موجودي قند و شكر در پايان سال مالي در انبارهاي شركت ( صنايع قند و شكر ) كه به صورت موقت به سازمان قند و شكر تحويل شده , آيا مي تواند فروش قطعي تلقي شود يا خير ؟ توضيح اينكه طبق رويه معمول در صنعت قند و شكر موجوديهاي فوق الذكر فروخته شده تلقي مي شود .

 پاسخ2

 در آمد در حسابداري اساساً هنگامي شناسايي مي شود كه فرآيند كسب سود كامل شده باشد , يعني مبادله ضروري انجام پذيرفته و كليه مزايا و مخاطرات قابل ملاحظه مالكيت به خريدار منتقل شده و فروشنده هيچگونه ابهام قابل توجهي نسبت به مابه ازاي حاصل از فروش كالا , هزينه هاي مربوط به خريد و يا توليد كالا و ساير هزينه هاي مربوط و همچنين ميزان كالاهاي برگشتي , نداشته باشد ، باتوجه به مطالب بالا و مفاد قراداد منعقده (موردعمل )بين شركت و سازمان قند و شكر , فرآيند كسب سود در خاتمه توليد و تحويل موقت كالا اساساً كامل شده محسوب مي شود و لذا موجودي قند و شكر در پايان سال مالي در انبارهاي شركت (صنايع قند و شكر ) كه به صورت موقت به سازمـان قند و شكر تحويـل شده , به عنـوان فروش شناسايـي مي گردد.

 

 سوال3

 يكي از رويه هاي معمول حسابداري در شركتهاي توليد كننده انواع مختلف شيشه در ارتباط باكوره هاي ذوب شيشه چنين است كه دربدو?امر و پس ازآماده سازي كوره ها , براي تعميرات اساسي آتي اين كوره ها (تعويض آجرهاي نسوز درون كوره)كه هر چهار سال يك بار انجام مي گيرد , هزينه هاي لازم با توجه به عامل تورم پيش بيني مي شود سپس در پايان هر سال مالي يك چهارم هزينه هاي پيش بيني شده به حساب هزينه تعميرات اساسي بدهكار و به حساب ذخيره تعميرات بستانكار مي گردد.?هزينه تعميرات در پايان هر سال به صورت سود و زيان و ذخيره تعميرات از طريق انعكاس در ترازنامه به دوره هاي بعد انتقال مي يابد.در انتهاي سال آخر(چهارم ) كه آجرهاي نسوز دورن كوره ها تعويض و تعميرات اساسي انجام مي شود , هزينه هاي واقعي انجام شده براي تعميرات از محل ذخيره تعميرات ايجاد شده تأمين و مانده ذخيره نيز به صورت سود و زيان منتقل مي گردد. ضمناً در اولين دوره چهار ساله كه كوره هاي ذوب شيشه احداث شده است , علاوه بر هزينه تعميرات سالانه كه بر اساس رويه بالا محاسبه و در صورت سود و زيان سالانه منعكس شده است , براي كل كوره ها نيز هزينه استهلاك محاسبه و از سود خالص سالانه كسر گرديده است . اكنون سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا رويه مشروح بالا چنانچه آثار ريالي آن بر صورتهاي مالي با اهميت باشد , از لحاظ حسابداري و گزارشگري مالي , جزء روشهاي پذيرفته شده حسابداري محسوب مي شود ؟

 پاسخ3

 رويه پيش بيني هزينه تعميرات آتي در مورد تعميرات جزئي و به ويژه براي دوره هاي كوتاه مدت كمتر از يكسال (مثلاً , هنگام تهيه صورتهاي مالي ميان دوره اي ) مي تواند قابل قبول باشد , اما چنانچه اين رويه براي دوره هاي طولاني مدت , نظير چهار ساله , بكار گرفته شود , به دلايل مشروح در زير نمي تواند جزء روشهاي پذيرفته شده حسابداري محسوب شود : 1. در حال حاضر يكي از خصوصيات و ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري قابليت اتكاء اين گونه اطلاعات است . اطلاعات حسابداري هنگامي قابليت اتكاء دارند كه قابل اثبات و قابل تأييد بوده يعني مبتني بر شواهد و مدارك عيني و مثبته باشند. علي الاصول اطلاعات صرفاً پيش بيني شده به ويژه اطلاعاتي كه از اعمال رويه مزبور در شركتهاي توليد كننده شيشه , حـاصل مي شود , بـدليل فقـدان قابليت اتكاء نمـي تواند اطلاعـاتي قابل تأييد و قـابل اثبـات بـاشد. 2. منظور كردن هزينه بر آوردي تعميرات اساسي در صورت سود و زيان هر سال بر مبناي پيش بيني و ملحوظ داشتن تورم سالهاي آتي , در حالي كه هنوز واقعا ً‌تعميراتي انجام نشده است , انحرافي آشكار از اصل بهاي تمام شده تاريخي در ارتباط با شناخت هزينه هاست , حال آن كه در حال حاضر , مبناي اساسي براي گزارشگري مالي و تهيه صورتهاي مالي سالانه در ايران , ارزشهاي تاريخي است و نه ارزشهاي جاري , ارزشهاي جايگزيني و امثالهم . 3. چنانچه بكار گيري رويه پيش بيني هزينه تعميرات اساسي آتي كوره هاي ذوب شيشه براي دوره هاي طولاني مدت مجاز شناخته شود , هيچ ابزار منطقي كه بتوان بر اساس آن شركتها را از بكار گيري اين رويه در مورد ساير داراييها نظير , ماشين آلات , تأسيسات و امثالهم منع كرد , وجود ندارد. 4. اعمال اين دو?رويه در اولين دوره چهار ساله باعث مي شود كه به گونه اي غير واقع بينانه در ارتباط با آجرهاي نسوز هم هزينه استهلاك سالانه و هم هزينه تعميرات سالانه ملحوظ شود. 5. نتيجه اعمال اين رويه اين است كه در ابتداي هر يك از دوره هاي چهار ساله , به استثناي اولين دوره چهار ساله , پس از انجام تعميرات اساسي و آجر چيني كوره ها , علي رغم اين كه كوره ها كامل و صد در صد قابل بهره برداري است , اما ارزش ترازنامه اي آنها دست كم در ارتباط با آجرهاي نسوز , ناچيز گزارش شود. 6. يكي از آثار اعمال اين رويه اشكال و سر در گمي در طبقه بندي و گزارشگري مانده حساب ذخيره تعميرات اساسي در ترازنامه پايان سالهاي اول , دوم و سوم در هر يك ار دوره هاي , چهار ساله مرتبط با تعمير كوره هاست. 7. ايراد ديگر اعمال اين رويه اين است كه انتقال تفاوت بين مانده حساب ذخيره تعميرات و مخارج انجام شده واقعي در پايان هر يك از دوره هاي چهار ساله به صورت سود و زيان , صحيح نيست زيرا تفاوت مزبور اساساً‌ ماهيت سرمايه اي دارد. 8. نهايتاً اين كه شناسايي كليت كوره به عنوان يك دارايي استهلاك پذير ايراد دارد , زيرا بين عمر مفيد بدنه كوره و عمر مفيد آجر هاي نسوز درون آن كه مشمول تعميرات اساسي قرار مي گيرد , تفاوت عمده وجود دارد. راه حل پيشنهادي كميته فني : كميته فني با توجه به اشكالات و نارساييهاي مشروح بالا كه ناشي از اعمال رويه پيش بيني هزينه تعمير در شركتهاي توليد كننده شيشه است , اعتقاد دارد كه به جاي شناسايي كليت كوره ها به عنوان يك دارايي بايد بدنه كوره و آجرهاي نسوز درون آن اساساً به عنوان دو دارايي كاملاً جداگانه شناسايي و سپس استهلاك سالانه بر اساس عمر مفيد بر آوردي هر يك از اين دو دارايي محاسبه گردد . علاوه بر اين , در خاتمه هر يك از دوره هاي چهار ساله كه آجرهاي نسوز دورن كوره ها تعويض مي شود , بايد ارزش تاريخي و استهلاك انباشته مربوط به اين آجرها از حسابها خارج و مخارج تعميرات اساسي انجام شده جايگزين داراييهاي خارج شده گردد.

 

 سوال4

 چاپ و انتشار كتب مستلزم صرف مخارجي است كه با توجه به ماهيت خاص فعاليتهاي انتشاراتي واقع مي شود . با توجه به اينكه بعضي از عناوين كتب منتشره ممكن است محدود به چاپ اول نباشد و در چند نوبت چاپ شود , نحوه بحساب گرفتن مخارج مزبور از نظر تطابق با در آمدهاي مكتسبه چگونه است ؟ آيا اينگونه مخارج را مي توان در سال وقوع ، هزينه تلقي نمود

 پاسخ4

 باتوجه به اينكه انجام بر آورد معقول و مستند در مورد دفعات و تيراژ چاپ كتب منتشره بسهولت ميسر نبوده و در صورت انجام نيز با ترديد همراه است , كل مخارج چاپ اول بايد به عنوان بهاي تمام شده نخستين چاپ تلقي و متناسب با فروش به هزينه منظور گردد. چنانچه مديريت نسبت به چاپ مجدد كتابهايي اطمينان معقولي داشته باشد و بتواند دفعات و تيراژ چاپ را بطور منطقي برآورد نمايد , مخارج مورد بحث (مانند تهيه فيلم و زينك ) , در صورت اهميت و با در نظر گرفتن عمر مفيد اقلام مزبور بايد بين دفعات و تيراژ چاپ سرشكن گردد . به علاوه , مديريت بايد امكان بازيافت يا انتفاع متصور از انتقال اينگونه مخارج به دوره هاي آتي را در پايان هر دوره ارزيابي كند .

 

 سوال5

 نحوه برخورد حسابداري با مزاياي پايان خدمت كاركنان چگونه است ؟

 پاسخ5

 رعايت راه حلهاي زير (حسب مورد ), در صورت با اهميت بودن آثار ريالي , الزامي است : 1. در مواردي كه طبق قوانين و مقررات موضوعه , قرارداد في ما بين شركت و كاركنان و يا ضوابط , عرف و رويه هاي موجود , شركت ملزم به پرداخت مزاياي پايان خدمت به كاركنان خود باشد و اين مزايا بر اساس مدت سنوات خدمت هر يك از كاركنان به كليه آنها تعلق گيرد , لازم است در پايان هر سال مالي بدهي شركت از اين بابت تا تاريخ ترازنامه برآورد و به عنوان ذخيره مزاياي پايان خدمت كاركنان در حسابها منظور گردد. اين ذخيره در ترازنامه در زمره بدهيهاي غير جاري طبقه بندي مي شود. 2. چنانچه شركت قبلاً براي مزاياي پايان خدمت كاركنان خود ذخيره اي در حسابها منظور نكرده باشد , اما در پايان سال مالي جاري نسبت به ايجاد ذخيره از اين بابت تصميم گيري كند , آثار سال جاري ناشي از ايجاد ذخيره بايد به حساب هزينه هاي مربوط ( حسب مورد : سر بار كارخانه , توزيع و فروش و عمومي و اداري ) منظور شود .در مورد نحوه انعكاس محاسبات مربوط به سنوات قبل جهت اندازه گيري نتايج عمليات , حسب مورد , طبق يكي از حالات زير برخورد خواهد شد : الف ) در صورتيكه شرايط تجويز كننده ايجاد ذخيره در سال يا سالهاي قبل وجود داشته , اما ناديده گرفته شده است , با آثار مربوط به سنوات قبل بايد به عنوان اصلاح اشتباه دوره هاي قبل برخورد شود. ب) در صورتيكه شرايط تجويز كننده ايجاد ذخيره در سال يا سالهاي قبل وجود نداشته و در سال جاري به وجود آمده باشد , آثار محاسباتي مربوط به سنوات قبل اصلاح اشتباه نبوده , بلكه بايـد با آن به عـنوان يك قلم استثنايي برخورد نموده و آن را در صورت سود و زيان به طور جداگانه نشان داد. 3. چنانـچه شركت تحت شرايط خاص و به طور مقطعي ناگزير از و يا مايل به پرداخت مزاياي پايان خدمت بـه برخي از كاركنان خود باشد , در اين حالت معمولاً نياز به تأمين ذخيره اي از اين بابت نبوده و توصيه مي شود مبالغ پرداختي همزمان با پرداخت , به هزينه دوره منظور و در گروه ساير در آمد ها و هزينه ها منعكس شود.

 

 سوال6

 نحوه برخورد حسابرس مستقل و بازرس قانوني با حق مديريت ,حق سرپرستي , حق سرويس دهي و نظاير آن كه بر مبناي درصدي از فروش شركت يا سهمي از هزينه هاي سازمان پوشش دهنده تعيين و پرداخت مي شود , از لحاظ انعكاس موضوع در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني چگونه است ؟

 پاسخ6

 در حال حاضر شركتهاي تحت پوشش غالباً مبالغي را تحت عناوين حق مديريت و نظاير آن بر اساس مقررات , قرارداد و يا عرف به سازمانهاي پوشش دهنده اختصاص داده و پرداخت مي كنند . اين عمل از دو جنبه , يكي از لحاظ حسابداري و حسابرسي و ديگري از جنبه رعايت مقررات قانوني به شرح زير بررسي و در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني , قبل يا بعد از اظهار نظر ( حسب مورد ) درج مي شود : الف حسابداري و حسابرسي با عنايت به اصول شناخت هزينه , مبالغ تخصيص يافته توسط شركت تحت عناوين فوق تا زماني كه شواهد و مداركي دال بر حذف آن وجود نداشته باشد , هزينه دوره تلقي و بر حسب ماهيت , طبقه بندي مي شود . به طور مثال اينگونه مبالغ چنانچه به صورت اجرت المثل مديريت تخصيص يابد , نظير حق مديريت و سرپرستي , حتي اگر مبناي محاسبه آن ميزان فروش باشد , در گروه هزينه هاي عمومي و اداري طبقه بندي مي گردد .بنابر اين عدم شناخت و انعكاس يا طبقه بندي نادرست اينگونه هزينه ها در صورت سود و زيان , در صورت اهميت , منجر به ارائه گزارش مشروط توسط حسابرس مستقل خواهد گرديد. ب رعايت مقررات قانوني مبالغ تخصيص يافته تحت عناوين فوق , معمولاً توسط اكثريت اعضاي هيأت مديره شركت كه منتخب سازمان پوشش دهنده هستند , به تصويب مي?رسد و يا با عقد قرارداد يا نظاير آن ( با درج جزئيات يا بدون آن ) تعيين و بدين ترتيب مستند مي گردد, اما اين اقدامات , لزوماً در جهت رعايت صرفه و صلاح شركت و يا حقوق ساير سهامداران ( به جز سازمان پوشش دهنده ) نيست و بايد در بندهاي بعد از اظهار نظر (به شرح بندهاي 1 و 2 صفحه بعد ) درج گردد. 1. رعايت صرفه و صلاح شركت هيأت مديره هر شركت بايد ضرورت , تناسب و منافع اقتصادي حاصل از هزينه هاي مرتبط با خدمات دريافتي را با دليل و مدرك توجيه كند .اما از آنجا كه مبالغ تخصيص يافته تحت عناوين فوق الذكر عمدتاً بر اساس در صدي از فروش شركت يا سهمي از هزينه هاي سازمـان پوشش دهنده تعييـن مي گردد, توجيه اقتصادي اشاره شده در بالا كمتر امكان پذير است . به همين دليل لازم است اين موضوع به شرح زير گزارش شود:- ”در سال / دوره مالي مورد گزارش , به موجب قرارداد / توافق نامه / صورت حساب , مبلغ ميليون ريال به عنوان حق مديريت / حق سرپرستي / . . . به (سازمان پوشش دهنده ) اختصاص يافته است . حدود , تناسب و ميزان خدمات ارائه شده در قبال مبالغ تخصيص يافته و رعايت صرفه و صلاح شركت در اين مورد براي اين مؤسسه مشخص نيست“ 2. رعايت حقوق ساير سهام داران تعيين و تصويب مبالغي تحت عناوين يادشده بالا ( توسط هيأت مديره ) در 2 حالت ذيل قابل بررسي است :- 1-2 ) درصورتيكه سازمان پوشش دهنده از اعضاي هيأت مديره شركت باشد , چنين تصويبي از مصاديق ماده 129 اصلاحيه قانون تجارت تلقي مي شود و بايستي بدون شركت مدير ذينفع در رأي گيري صورت گرفته باشد , در هر حال لازم است كليه شرايط مقرر در ماده مذكور ازسوي هيأت مديره شركت , بازرس قانوني و مجمع عمومي صاحبان سهام رعايت گردد. 2-2 ) درصورتيكه سازمان پوشش دهنده عضو هيأت مديره شركت نباشد, چنين تصويبي از نقطه نظر رعايت يكسان حقوق صاحبان سهام ( موضوع ماده 148 اصلاحيه قانون تجارت) بايد مورد توجه بازرس قرار گرفته و عبارت مندرج در بند”1 “فوق به شرح زير ادامه يابد :- ” . . . . . . مضافاً در اين خصوص رعايت مفاد ماده 148 اصلاحيه قانون تجارت ( موضوع رعايت يكسان حقوق صاحبان سهام) توسط هيأت مديره شركت براي اين مؤسسه محرز نگرديده است .“ در صورت عدم طرح و تصويب موضوع توسط هيأت مديره شركت , عبارت مندرج در بند”1 “ فوق بايد به ترتيب زير تعديل شود :- ” در سال / دوره مـالي مورد گزارش , به موجب قـرارداد / توافق نامه / صورت حساب , مبلغ ?????? ميليون ريال به عنـوان حق مديريت / حق سرپرستي / . . . . بدون تصويب هيأ‌ت مديره به ??????? (سازمان پوشش دهنده ) اختصاص يافته است . حدود, تناسب و ميزان خدمات ارائه شده در قبال مبالغ تخصيص يافته و رعايت صرفه و صلاح شركت در اين مورد براي مؤسسه مشخص نيست . مضافاً ، در اين خصوص رعايـت مفاد مـاده 148 اصلاحيه قانـون تجارت ( موضوع رعايت يكسان حقوق صاحبان سهام ) توسط هيأت مديره شركت براي اين مؤسسه محرز نگرديده است.“

 

 سوال7

  نحوه برخورد حسابداري با خسارات ناشي از زلزله و ساير سوانح طبيعي و مخارج بازسازي آن چگونه است ؟

 پاسخ7

 1- چنانچه ميزان خسارت وارده با اهميت باشد ، بهاي تمام شده و استهلاك انباشته داراييهاي خسارت ديده ، متناسب با درصد خسارات وارده كه توسط كارشناسان ذيصلاح تعيين مي گردد ، كاهش داده مي شود . 2- مبلغ خالص كاهش فوق در صورت با اهميت بودن به عنوان زيان غير مترقبه در صورت سود و زيان گزارش مي شود. 3- مخارج عمده بازسازي به بهاي تمام شده تعديل شده دارايي اضافه مي شود . 4- كمك هاي دريافتي و كمك هايي كه قابليت دريافت آن محرز شده است ، در صورت اهميت بعنوان درآمد غير مترقبه در صورت سود و زيان منعكس مي شود . 5- چنانچه مبالغي از بيمه بابت جبران خسارات وارده در سال وقوع خسارت دريافت يا قابليت دريافت آن محرز شود ، مبالغ مزبور با خسارات موضوع بند 2 فوق تهاتر شده و خالص اين مبالغ در صورت اهميت بعنوان يك قلم غيرمترقبه در صورت سود و زيان منعكس مي شود (چنانچه مبالغي بابت جبران خسارت در سالهاي بعد از وقوع خسارت از بيمه دريافت يا قابليت دريافت آن محرز شود مبلغ مزبور در صورت اهميت بعنوان درآمد غير مترقبه در صورت سود و زيان منعكس مي شود ) . 6 - در صورت خسارات وارده جزيي ، صرفاً هزينه تعميرات انجام شده در صورت سود و زيان سال منظور ميشود . 7- خسارات وارده به داراييهاي جاري ناشي از وقوع زلزله و ساير سوانح طبيعي نيز جزء اقلام غير مترقبه (با توجه به بند 5 فوق ) گزارش مي شود .

 

 سوال8

 با توجه به مفاد ماده4 قانون محاسبات عمومي كشور مصوب شهريور ماه 1366 نحوه برخورد با موارد ذيل در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني چگونه خواهد بود ؟ 1- در موارديكه شركت طبق تعاريف مربوط ، دولتي شناخته شده اما ضوابط و مقررات مندرج در قانون مزبور را بمورد اجرا نگذارده است . 2- در موارديكه از نظر انطباق وضعيت شركت با مفاد قانون مزبور ابهام وجود دارد .

 پاسخ8

  در مورد بند (1) بالا بدليل قطعيت وضعيت شركت از لحاظ دولتي شناخته شدن لازم است در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني در قسمت ساير موارد عبارت زير انعكاس يابد : ” عليرغم انطباق وضعيت شركت (نام شركت مورد گزارش) با تعريف مندرج در ماده (4) قانون محاسبات عمومي كشور مصوب شهريور ماه 1366 ، ضوابط و مقررات مندرج در قانون مزبور و همچنين ساير قوانين مربوط بمورد اجرا گذارده نشده است .“ اما چنانچه نسبت به دولتي شناخته شدن شركت ابهامي وجود داشته باشد لازم است در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني در قسمت ساير موارد عبارت زير انعكاس يابد : ”وضعيت شركت از لحاظ انطباق با تعريف شركتهاي دولتي بشرح مفاد ماده 4 قانون محاسبات عمومي كشور مصوب شهريور ماه 1366 مشخص نشده و با رويدادهاي مالي آن بر اساس آيين نامه ها ، ضوابط و رويه هاي داخلي شركت برخورد شده است .“

 

 سوال9

 در مواردي كه در بند توضيحي گزارش حسابرس موضوع انحراف از استانداردهاي حسابداري مطرح شده است كه تعيين اثرات ريالي آن به دليل عدم دسترسي به اطلاعات كافي ، كمبود وقت ، پيچيدگي محاسبات و يا ضعف سوابق حسابداري امكان پذير نيست ، نحوه برخورد حسابرس مستقل چگونه بايد باشد ؟

 پاسخ9

 طبق استانداردهاي حسابرسي ، بخش گزارشگري ، اثرات ريالي مربوط به شرايط انحراف از استانداردهاي حسابداري بايد تعيين و در بند توضيحي مربوط ذكر شود . اما اگر تعيين مبلغ اين آثار امكان پذير نباشد ، حسابرس بايد پس از مشخص كردن دامنه و حدود آثار مزبور ، چنانچه نسبت به عدم صحت حسابها متقاعد شد ، نظر خود را به شكل انحراف از استانداردهاي حسابداري در بند اظهار نظر ابراز نمايد و لزومي به اشاره به بند توضيحي مربوط در بند حدود رسيدگي نخواهد بود . ضمناً عواملي نظير كمبود وقت حسابرس و يا پيچيدگي محاسبات معمولاً دلايل قانع كننده جهت عدم امكان تعيين دامنه اثرات نمي باشد . اما چنانچه تعيين دامنه و حدود آثار ريالي مطلب به دليل ضعف سوابق حسابداري و يا عدم دسترسي به اطلاعات مورد نياز امكان پذير نباشد ، در اينصورت موضوع محدوديت دردامنه رسيدگي مطرح خواهد شد كه اشاره به آن در بند حدود رسيدگي و اظهارنظر ضروري است . در چنين شرايطي در واقع مي توان نتيجه گيري كرد كه علي الاصول انحراف از استانداردهاي حسابداري مطرح نبوده است .

 

 سوال10

 نحوه برخورد حسابداري نسبت به حسابهاي زمين ، تأسيسات ايجاد شده از محل پيش دريافتهاي اخذ شده و پيش دريافتها در شركت هاي شهر صنعتي چگونه مي باشد ؟

 پاسخ10

 نظر به اينكه هدف از تأسيس شركت شهر صنعتي ، خريد زمين و ايجاد تأسيسات و امكانات لازم ، براي ارائه خدمات مستمر ، ايجاد راههاي اصلي و فرعي و تقسيم زمين خريداري شده به قطعات جزئي و فروش آنها به واحدهاي صنعتي ، توليدي و حرفه اي مي باشد ، بنابراين ، اينگونه شركتها تأسيسات و امكانات خود را به قصد واگذاري بعدي به ديگران ايجاد نمي كنند بلكه تأسيسات و امكانات ايجاد شده ابزار لازم براي ارائه خدمات مورد نظر است و اساساً طبق مفاد قراردادهاي منعقده با اشخاص ، حق انتفاع تأسيسات ، و نه عين آنها ، واگذار مي شود . با توجه به مطالب بالا كه در راستاي تداوم فعاليت شركت هاي مزبور نيز مي باشد ، نحوه حسابداري برخي از داراييها و بدهيهاي اين گونه شركت ها كه جنبه خاص دارد ، بشرح صفحه بعد اعلام مي گردد : 1- زمين هايي كه به متقاضيان واگذار مي شود ، درصورت تحقق تمام شرايط زير مبلغ فروش آنها بايد به عنوان درآمد دوره فروش شناسايي شود : الف ـ زمين تحويل شده باشد . ب ـ مابه ازاي فروش كلاً دريافت يا نسبت به دريافت آن اطمينان معقول وجود داشته باشد . ج ـ مخاطرات و مزاياي عمده مالكيت به خريداران منتقل شده باشد . د ـ نسبت به عدم برگشت زمين هاي واگذار شده ، اطمينان معقول وجود داشته باشد . 2- از آنجا كه در حسابداري براي شناسايي يك قلم به عنوان دارايي ، ضابطه تصرف مالكانه و انحصاري ، حتي عليرغم نبود مالكيت ، در كنار ساير ضوابط ، مهم و تعيين كننده است ، بنابراين كليه داراييهايي كه توسط شركت تحصيل مي شود و شركت علاوه بر مالكيت ، بر آنها تصرف مالكانه و انحصاري نيز دارد ، نظير تأسيسات آبرساني ، بايد همچنان به عنوان دارايي در حسابها باقي بماند ، صرف نظر از اين كه وجوه لازم براي تحصيل آنها از چه منابعي تأمين شده است . از سوي ديگر ، مخارج انجام شده براي آن گروه از داراييهاي ايجاد شده توسط شركت كه بهره برداري از آنها جنبه عام دارد و يا به بيان ديگر ، از تصرف مالكانه و انحصاري شركت خارج شده است ، نظير فضاي سبز و بهداري ، بايد همراه سهم متناسبي از پيش دريافت حق انتفاع مربوط (بند 3 زير ) به حساب سود و زيان منظور گردد . تفاوت اساسي بين دو گروه دارايي مزبور در اين است كه داراييهاي گروه اول عيناً و به شكل انحصاري توسط شركت مورد بهره برداري قرارمي گيرند ، اگر چه اين استفاده در جهت ارائه خدمات مستمر به ديگران است ، اما ديگران به طور مشخص از بهره برداري مستقيم و عيني مستثني شده اند . در حالي كه داراييهاي گروه دوم عيناً توسط عموم مورد استفاده قرار مي گيرند ، يا به بيان ديگر از تصرف مالكانه و بهره برداري انحصاري توسط شركت خارج شده اند . 3- آن بخش از مبالغ دريافتي از متقاضيان زمين كه به ارائه خدمات در آينده مربوط مي شود , پيش دريافت تلقي و هنگام دريافت , درگروه بدهيها طبقه بندي مي شود . پيش دريافت مربوط به حق انتفاع داراييهاي گروه اول فوق پس از تكميل و راه اندازي تأسيسات , در حساب ’’ تعهدات بابت خدمات آتي ‘‘ منظور و طي عمر مفيد تأسيسات , بر اساس مباني مناسب به درآمد سنوات مختلف تخصيص مي يابد . از سوي ديگر , پيش دريافت مربوط به ايجاد داراييهاي گروه دوم , متناسب با مخارج انجام شده براي اينگونه داراييها به حساب درآمد منظور مي گردد . نحوه برخورد با هر گونه پيش دريافت براي بازسازي داراييها نيز مشابه روش هاي بالا خواهد بود.`

 

 سوال11

 1- نحوه برخورد حسابداري با مالياتهاي غير مستقيمي كه دولت از توليد كنندگان برخي از محصولات نظير نوشابه يا سيگار دريافت مي كند ، چگونه است ؟

 پاسخ11

  مالياتها و عوارضي كه شركت ها بر مبناي خريد ، توليد و فروش خود طبق قوانين و مقررات خاص به ارگانهاي دولتي ذيربط پرداخت مي كنند بدون آنكه طبق همان قوانين اجازه بازيافت معادل مبالغ پرداخت شده را از خريداران محصولات خود داشته باشند ، جزء هزينه هاي شركت محسوب مي شود . اين نتيجه گيري با تعريف هزينه مطابقت دارد. با در نظر گرفتن مطالب فوق و همچنين تعريف بهاي تمام شده توليد (بهاي تمام شده موجوديها شامل هزينه هايي است كه واحدهاي تجاري در روال عادي فعاليتهاي خود براي رساندن موجوديها به موقـعيت و وضعيـت مـورد نظر متحـمل مي شوند ) ، هرگاه ماليات غير مستقيم بر اساس ميزان توليد محاسبه شود ، لازم است ماليات مانند ساير عوارض پرداختي ، از قبيل عوارض?و گمركي ، جزء بهاي تمام شده كالاي توليدي منظور شود . چنانچه مبناي محاسبه و تحقق اينگونه عوارض و مالياتها ، فروش باشد ، ماليات مزبور غالباً بعنوان هزينه فروش در حسابها انعكاس مي يابد . در شرايطي كه با توجه به قوانين و مقررات موضوعه ، ماليات غير مستقيم و عوارض بطور مجزا در صورتحساب فروش انعكاس يابد و در واقع شركت بطور مشخص بعنوان واسطه وصول عمل نمايد ، اينگونه اقلام ، هزينه شركت تلقي نگرديده بلكه در زمان تحقق بايد مستقيماً به بستانكار حساب وزارت امور اقتصادي و دارايي يا هر ارگان ذينفع ديگر منظور گردد .

 

 سوال12

 نحوه برخورد حسابداري با مبالغ دريافتي از خريداران نوشابه در قبال واگذاري شيشه و شل چگونه است ؟

 پاسخ12

 شركتهاي توليد كننده نوشابه در اوايل فعاليت ، به خاطر برطرف كردن موانع فروش و تشويق مصرف كنندگان به خريد نوشابه ، ظروف واگذاري را اماني و وجوه دريافتي از بابت ظروف را به عنوان سپرده يا وديعه نزد خود تلقي مي كردند. اما در حال حاضر به دليل تغيير شرايط و اوضاع و احوال حاكم بر فعاليت اينگونه شركت ها ، نحوه برخورد حسابداري با شيشه و شل واگذاري بشرح زير ارائه مي شود : الف ـ در مواردي كه مبالغ دريافتي از مشتريان بابت ظروف نوشابه مبتني بر قراردادي است كه در آن بر اماني بودن ظروف و وديعه بودن وجوه مربوط به ظروف تأكيد شده باشد ، اين وجوه نبايد به عنوان درآمد و يا بازيافت بهاي تمام شده ظروف تلقي شود . ب ـ مبالغ دريافتي از ساير مشتريان در قبال واگذاري ظروف ، پس از كسر مبالغ استردادي طي سال ، بايد به عنوان درآمد محسوب شود . لازم به تذكر است ، مطالب بالا در مورد حسابداري ظروف ساير صنايع كه داراي ويژگي هاي مشابه باشند ، كاربرد دارد .

 

 سوال13

 نحوه برخورد حسابرس در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني با تخصيص سود سال به حساب اندوخته احتياطي (شامل اندوخته طرح توسعه و تكميل و ... ) و نيز توزيع سود سهام در صورتيكه زيان انباشته مستهلك نشده باشد ، چگونه است ؟

 پاسخ13

 طبق مفاد ماده 239 اصلاحيه قانون تجارت ، سود قابل تقسيم عبارت از سود خالص سال مالي شركت منهاي مانده زيان انباشته سنوات قبل و اندوخته قانوني و ساير اندوخته هاي اختياري مي باشد . بعلاوه بر اساس ماده 240 ، توزيع هر گونه سود بدون رعايت اصلاحيه مزبور ، توزيع منافع موهوم تلقي مي گردد . بنابراين در نظر گرفتن هر گونه مبلغي بعنوان اندوخته هاي اختياري يا توزيع سود بين صاحبان سهام صرفاً پس از پوشش مانده زيان انباشته سنوات قبل و همچنين وضع اندوخته قانوني مجاز مي باشد . در نتيجه ، در صورت عدم رعايت موارد فوق ، موضوع بايد با اشاره به ماده قانوني مربوط در گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني بصورت انحراف از استانداردهاي حسابداري مطرح گردد . بديهي است در صورتي كه آثار مالي موضوع با اهميت نباشد ذكر آن در ساير موارد گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانوني كافي خواهد بود .

 

 سوال14

 نحوه محاسبه اندوخته قانوني در شرايطي كه شركت زيان انباشته (سنواتي ) دارد با توجه به الزامات اصلاحيه قانون تجارت چگونه است ؟

 پاسخ14

 طبق ماده 140 اصلاحيه قانون تجارت ، يك بيستم سود خالص هر سال بايد به عنوان اندوخته قانوني در نظر گرفته شود . ازطرف ديگر ، طبق ماده 238 همان اصلاحيه ، مبناي محاسبه اندوخته قانوني ، سود خالص پس از وضع زيان هاي وارده در سالهاي قبل تعيين شده است . بنابراين ، در شرايطي كه شركت زيان انباشته (سنواتي ) دارد ، تنها ، رقم سود خالص سال جاري نبايد مبناي محاسبه اندوخته قانوني قرار گيرد بلكه لازم است جمع زيان سنواتي از رقم سود خالص سال جاري كسر و يك بيستم مازاد محاسبه و به عنوان اندوخته قانوني در نظر گرفته شود .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 8:0 بعد از ظهر  توسط بیژن تارات   | 

اصطلاح شناسي

اصطلاح شناسي ، زبان  استاندارد و استانداردگذاري  حسابداري

مقدمه

بي ترديد هر كوششي  كه  براي  استانداردگذاري  حسابداري  و گزارشگري  مالي  صورت  مي گيرد به  اصطلاح شناسي  علمي  و زيان  استاندارد نياز دارد.

اصطلاح شناسي  علمي  مي كوشد تا زبان  يك  حوزه ي  علمي  را برنامه ريزي  كند. اصطلاحات  علمي  برپايه ي  مثلث  مصداق ، لفظ و مفهوم  به  كمك  اصول و فنون  اصطلاح شناسي  ساخته  مي شوند. آن گاه  اين  اصطلاحات  استاندارد مي شوند تا امكان  ابلاغ انديشه ها و ايده ها فراهم  شود. مهم ترين  اصل استانداردسازي  اصطلاحات  برقراري  رابطه ي  يك  به  يك  بين  اصطلاحات  و مفاهيم  است . البته ، زبان ها علمي  و حرفه اي  نيز وجود اصطلاحات  هم معني  يا مترادف  را به  رسميت  مي شناسد. اما اين  به  معني  نقض  رابطه ي  يك  به  يك  اصطلاح  و مفهوم  در يك  متن  نيست . زيرا يكي  جايگزين  ديگري مي شود. "سر واژه ها" بارزترين  مصداق  اصطلاحات  هم  معني  در يك  زبان  علمي  هستند: مثلاؤ FIFO هم  معني  First IN First Out در زبان  انگليسي است ; و اولين  صادره  از اولين  وارده  و FIFO دو اصطلاح  هم  معني  در دو زبان  فارسي  و انگليسي  هستند.

گفتني  است  كه  در اينجا نگارنده  تمايزي  باريك  بين  اصطلاح شناسي  و زبان  استاندارد قائل  است . اصطلاح شناسي  به  ساخت  اصطلاحات  و سيستم  مفاهيم  يك  زبان علمي  و حرفه اي  مي پردازد. حال  آن  كه  زبان  استاندارد مي كوشد تا محصولات  كارگاه  اصطلاح شناسي  را استاندارد كند. زبان هاي  علمي  بايد دست  كم  در ساحت اصطلاحات  تخصصي  و علمي  استاندارد شوند.

پس  اصطلاح شناسي  علمي  و استانداردسازي  اصطلاحات  از افزارهاي  درون  ساخته ي  هر زبان  علمي ، توگويي  حسابداري ، به  شمار مي آيند. در نبود اين  افزارها اهالي  هيچ  علم  يا حرفه اي  نخواهند توانست  به  درستي  و به آساني  ايده ها يا انديشه هاي  خود را ابلاغ يا دگررساني  نمايند. براين  اساس استانداردهاي  حسابداري  و اساساؤ هر متن  علمي  يا حرفه اي  حسابداري  بايد با اصطلاح شناسي  علمي  و زبان  استاندارد صورت بندي  شود.

نگارنده  براين  باور است  كه  استانداردهاي  حسابداري  ايران  (از اين  پس  اح ها) عمدتاؤ نه  مبتني  بر اصطلاح شناسي  علمي  است  نه  زبان  استاندارد. آنها عمدتاؤ مبتني  بر اصطلاح شناسي  غيرعلمي  و زبان  معيار هستند. منظور از زبان  معيار، زبان  رايجي  است  كه  با سنت  ترجمه  شكل  گرفته  است  و مبتني براصطلاح شناسي  غير علمي  است . با نگاهي  دقيق  به  اح ها پي  مي بريم  كه  اين  زبان  بي هيچ  پالايش  و ويرايشي  به  متن  استانداردها سرريز شده  است .

آري ، اين  واقعيت  زبان  اح ها است . در ادامه  نگارنده  مي كوشد تا با ذكر دومثال  از اصطلاح شناسي  غيرعلمي  و زبان  معيار پشتوانه هايي  را براي  اين  مدعا به  دست  بدهد.

فروش  و اجاره ي  مجدد: مثالي  از يك  اصطلاح  غيرعلمي

اصطلاحات  علمي  بايد براي  اهالي  علم  و عمل  يك  حوزه ، تو گويي  حسابداري ، شفاف  و فهم پذير و از هرگونه  كژتابي  به  دور باشند. به  نظر مي رسد اصطلاح  فروش  و اجاره ي  مجدد كه  برابري  براي  اصطلاح  sale and leaseback است  چنين  نيست . در اين  اصطلاح ، گروه  اسمي  اجاره ي  مجدد اين معني  را مي رساند كه  عمل  اجاره  تكرار مي شود. اما بنا به  تعريفي  ساده ، sale and leaseback نوعي  تراكنش  مالي  است  كه  به  موجب  آن  يك  طرف (فروشنده ) دارايي  را به  طرفي  ديگر (خريدار) مي فروشد، و سپس  فروشنده  بدون  فاصله  همان  دارايي  را از خريدار اجاره  مي كند.

طبق  اين  تعريف  عمل  اجاره  به  هيچ  وجه  تكرار نمي شود. از مقايسه ي  دو اصطلاح  فارسي  و انگليسي  چنين  برمي آيد كه  واژه ي  مجدد به  جاي پس وند back برابرگذاري  شده  است . گرچه  back معاني  متفاوتي  دارد اما حقيقت  اين  است  كه  در اصطلاح  انگليسي  پيش  گفته  back به  معني  سپس ، پس ، آنگاه  يا مانند اينها است . با اين  معادل ها مي توان  اصطلاحاتي  چون  فروش  و سپس  اجاره  يا فروش  و پس  اجاره  را برساخت . هر دو اين اصطلاحات  نامانوس  مي نمايند و نگارنده  آنها را فقط به  عنوان  تمريني  براي  اصطلاح سازي  به  دست  داده  است . با وجود اين ، دومي  از قاعده ي  پس  xبرساخته  مي شود. و دست كم  در برگيرنده ي  تمام  عناصر كليدي  تعريف  (كه  با حروف  درخشنده  مشخص  شده اند) است . هم  چنين  اين  قاعده  زنده  و زاياست  برخي  از مصاديق  آن  عبارت اند از: پس انداز، پس  ماند، و پس  خورد.

روش  ارزش  ويژه : مثالي  از زبان  معيار

در زبان  معيار حسابداري  از اصطلاح  روش  ارزش  ويژه  براي  برابرگذاري  equtiy method استفاده  مي شود و همين  اصطلاح  بدون  استانداردسازي و تعلق  خانوادگي  به  اح ها راه  يافته  است . پيش  از اين  در چند نوشته  از اين  مجموعه  گفته  شد كه  استانداردسازي  اصطلاحات  علاوه  بر حفظ رابطه ي  يك به  يك  مفهوم  و اصطلاح ، مستلزم  كاربرد يك  به  يك  در خوشه  واژه  است . در غير اين  صورت  بعضي  از اعضاي  خانواده  مطرود و رانده  مي شوند و فهم پذيري  متن  نيز زائل  مي شود. اصطلاح equity method عضو خانواده ي  equity است . بنابراين  معادل  فارسي  اولي  بايد به  خانواده ي  معادل  فارسي  دومي  تعلق  داشته  باشد. در ادامه  خواهيم ديد كه  چون  equity با اصطلاح  ديگري  به  غير از "ارزش  ويژه " برابرگذاري  شده  است  بنابراين  اصطلاح  روش  ارزش  ويژه  استاندارد نيست .

حقيقت  اين  است  كه  در اصطلاح  شناسي  حسابداري  انگليسي  equity هسته ي  خوشه  واژه ي  equity است . طبعاؤ در فارسي  نيز برابر equity بايد در نقش  هسته ي  خوشه  واژه ي  فارسي  بدرخشد، استاندارد شود، و در تمام  خانواده  حضور يابد.

پيش  از ادامه ي  بحث  اجازه  دهيد تا روش  equity method را معرفي  كنم . equity method يكي  از روش هاي  حسابداري  سرمايه گذاري ها است  كه به  موجب  آن  سهم  سرمايه گذار از equity سرمايه پذير بازتاب داده  مي شود. بنابراين  حساب  سرمايه گذاري  شركت  سرمايه گذار همگام  با تغييرات  equity در شركت  سرمايه پذير تغيير مي كند. به  عبارت  ديگر equitymethod مبتني  بر eqity است . در اصطلاح شناسي  انگليسي  خواننده  به  راحتي  مي تواند رابطه ي  equity methodبا equityا را دريابد. چرا كه  هسته ي خوشه  واژه  (equity) در هر دو حضور دارد. اما در ادامه  خواهيم  ديد كه  در اصطلاح شناسي  فارسي  خوانند هرگز نمي تواند يا به  سختي  مي تواند رابطه ي روش  ارزش  ويژه  را با معادل  فارسي  equity دريابد.

چارچوب  مفهومي  حسابداري  و گزارشگري  مالي  سازمان  حسابرسي ، موسوم  به  مفاهيم  نظري  گزارشگري  مالي  از برابر حقوق  (صاحبان سرمايه ) به  جاي  equity استفاده  مي  كند. بنابراين ، اصطلاح "حقوق  (صاحبان  سرمايه )، به  عنوان  هسته ي  خوشه  واژه ي  حقوق  (صاحبان  سرمايه )

انجام  وظيفه  مي كند. گروه  اسمي  صاحبان  سرمايه  از آن  رو در داخل  پرانتز آمده  است  كه  نگارنده  نمي داند حقوق  صاحبان  سرمايه  معادلي  براي  equityيا owners'equity است . چارچوب  مذكور مي گويد حقوق  (صاحبان  سرمايه ) عبارت  از باقي مانده اي  است  كه  از كسر جمع  بدهي هاي  واحد تجاري  از جمع  دارايي هاي  آن  حاصل  مي شود." اگر چه  اين  اصطلاح  و تعريفش  هر دو نقدپذير هستند. اما در اين  جا مجالي  براي  پرداختن  به  انتقادها نيست .

در اينجا تنها به  ذكر اين  نكته  بسنده  مي شود كه  در متن  اح ها از سه  اصطلاح  ديگر نيز براي  برابرگذاري  equity استفاده  شده  است . يكي  از اين  سه ارزش  ويژه  است  كه  در قالب  اصطلاح  روش  ارزش  ويژه  منجمد شده  است . به  هرحال  اين  بدين  معني  است  كه  اح ها غفلتاؤ از مفاهيم  نظري  گزارشگري مالي  منحرف  شده اند و به  سراغ زبان  معيار رفته اند. اح ها هنوز اين  اصل  بديهي  را نمي دانند كه  بايد اصطلاحاتشان  با چارچوب  مفهومي  مربوط منطبق باشد.

به  هرحال  براي  استانداردسازي  خوشه  واژه ي  حقوق  (صاحبان  سهام ) اولاؤ ضروري  است  كه  هسته ي  آن  يگانه  و بي رقيب  باشد ثانياؤ اين  هسته  بايد در تمام  خانواده  يا خوشه  به  طور يكسان  به  كار رود. بنابراين  زبان  استاندارد حكم  مي كند كه  از اصطلاح  روش  حقوق  (صاحبان  سرمايه ) به  جاي equity method استفاده  شود. بدين  سان  روش  حقوق  (صاحبان  سرمايه ) تعلق  خود را به  خانواده  اثبات  مي كند. و شما مي توانيد به  راحتي  رابطه ي حقوق  (صاحبان  سرمايه ) و روش  حقوق  (صاحبان  سرمايه ) را درك  كنيد.

افزون  براين  گفتني  است  كه  بيش  از دو دهه  است  كه  منحني  عمر اصطلاح  "ارزش  ويژه " افول  كرده  است . اين  اصطلاح  نه  تنها در "مفاهيم  نظر گزارشگري  مالي " كميته ي  فني  سازمان  حسابرسي  كه  (ترجمه اي  ابتر از پيش نويس  بيانيه ي  اصول  هيات  استانداردهاي  حسابداري  انگلستان  است )

محلي  از وجود ندارد بلكه  هم  چنين  در زبان  معيار هم  مطرود افتاده  است . "ارزش  ويژه " كه  به  نظر مي رسد در عصر خود ترجمه اي  براي  net worth بوده است  ديگر در ترجمه ها محلي  از اعراب  ندارد. شايد مهم ترين  دليلش  اين  باشد كه  net worth نيز عمرش  به  سر آمده  است . امروز هم  گروه  وصفي ارزش  ويژه  فقط در اصطلاح  "روش  ارزش  ويژه " منجمد شده  است  و به  نظر مي رسد در زبان  معيار هم  داراي  زندگي  نباتي  است  و به زودي  مطرودخواهد افتاد.

منابع 1

 كميته ي  فني  سازمان  حسابرسي ، استانداردهاي  حسابداري ، سازمان  حسابرسي ، 1381.

  نوشته شده در  سه شنبه 19 مهر1384ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط بیژن تارات   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM